![]() |
|
۱۳۸۸/٧/۱٠ Poison
گفته بودی میریم بهشت...این جا که جهنمه لامصب ۱۳۸۸/٧/٦ the bubbles
و تو هرگز نخواهی فهمید که زمانی حبابی رو ته دلم می ترکوندی ۱۳۸۸/٧/٢ گفتی ناهار میام خونتون... و من تعجب کردم که ضمیرها چه راحت عوض میشن ۱۳۸۸/٧/۱ stop right where you are
من امروز عصبانیم...لطفا به من نزدیک نشوید ۱۳۸۸/٦/٢٦ باد مرا خواهد برد ۱۳۸۸/٦/٢٥ ...
دیروز یکی از ماهیای قرمز شرکت غیبش زد...هرچه گشتیم جنازه اش هم یافت نشد...به قول یکی از بچه ها آخه ماهیم اینقدر خر؟ ۱۳۸۸/٦/٢۳ shutting down
هی با تو ام، تویی که اون ور دیوار وایسادی...میشه به من بگی اون طرف چه خبره؟؟ ۱۳۸٧/۱۱/۳٠ Me, Myself and I
تصاویر ذهنیم از افراد چنان به هم ریخته که دارم دوباره همه رو مثه یه پازل از اول می چینم کنار هم....امیدوارم این دفعه غلط هام کمتر باشه [ خانه| آرشيو | پست الكترونيك ] |
خانه آرشيو پست الكترونيك پرشينبلاگ |